
دیگر هیچ برایم باقینمانده!در پاسخ به جان هلیدی گفت در چون در محیطی منطبق با فرهنگ فاشیستی بار آمده بود، فشار سرکوب را حس نمیکرده: «همانقدر نسبت به فاشیسم هوشیار بودم که ماهی به آب»آنچه که پیر پائولو پازولینی، شاعر و کارگردان سینما را نسبت به فاشیسم هوشیار کرد ادبیات بود. میگوید هرچند حقیقتی در این گفته بندتو کروچه هست که حداقل از نظر فرهنگی همه ایتالیاییها مسیحی هستند، اما تاکید میکند که خودش هرگز تربیت مذهبی نداشته است.ترکیب عجیب خانواده پازولینی اینگونه بود؛ پدرش یک ارتشی ناسیونالیست و فاشیست از خانوادهای سرشناس، بیهیچ اعتقادی به خدا. مادرش از خانوادهای روستایی با پیشینه مذهبی بود که «دینداری شاعرانه و عرفی، بیهیچ تعصبی داشت و هرگز به کلیسا نمیرفت»برخلاف مادر، اما چون پدرش در بند سنتهای فا...
ادامه مطلب
سخن گفتن از عشق، سخن گفتن از یک مفهوم زیبای خیالی که ما را از واقعیات زندگی اجتماعی امروز انسان دور می سازد، نیست.پایان یافتن عشق یا با زبان چول هان " رنجوری عشق" در جهان امروز به معنای فراموشی توان ما در نامتناهی دیدن " دیگری"، نادیده گرفتن توان منفی او در ایجاد اختلال در ما، بی ایمان بودن به امر مطلق "دیگری معشوق" در ایجاد تجربه مرگ در من، و حذف تجربه "تواضع" در زندگی انسانی است که می تواند منجر به کنترل " خشونت" در زندگی ما شود.عاملان اصلی رنجوری عشق را به زبان بدیو باید در فردگرایی معاصر و خود شیفتگی انسان ها، در حاکم شدن فرهنگ مصرف و به زبان چول هان در تمایل به "مصرف کردن دیگران" و ظهور " سوژه خود استثمار" دید که به استثمار خود می پردازد و دیگری را محو می کند.پرسش اینجاست: "چرا ما دیگر ...
ادامه مطلب
من با نوشتن جهان را تغییرمیدهم.همین که مینویسم،جهان تغییر مییابد. هاینریش بل...
ادامه مطلب