خرید بک لینک

لئوپولد بلاک (Leopold Bellak, 1916–2000) یکی از چهره‌های مهم روان‌پزشکی، روان‌شناسی بالینی و روان‌کاوی قرن بیستم بود؛ چهره‌ای که نامش بیش از همه با ارزیابی روان‌پویشی شخصیت، آزمون‌های فرافکن و صورت‌بندی نظام‌مند کارکردهای ایگو گره خورده است. اهمیت بلاک در این است که تلاش کرد مفاهیم نسبتاً انتزاعی روان‌کاوی را به زبان بالینی و قابل ارزیابی نزدیک کند؛ به‌گونه‌ای که به جای گفتن اینکه «ایگوی بیمار ضعیف است»، بتوان مشخص کرد بیمار دقیقاً در کدام ظرفیت‌های روانی دچار مشکل یا در کدام حوزه‌ها توانمند است.

زندگی و مسیر علمی بلاک

لئوپولد بلاک؛ از روان‌کاوی و ارزیابی شخصیت تا نظریه کارکردهای ایگو

لئوپولد بلاک در ۲۲ ژوئن ۱۹۱۶ در وین، اتریش به دنیا آمد. پدرش، زیگفرید بلاک، بازرگان بود و خانواده در وین زندگی می‌کردند. بلاک در دانشگاه وین پزشکی خواند و در سال ۱۹۳۸، هنگامی که در سال سوم تحصیل پزشکی بود، در پی قدرت‌گیری ناسیونال‌سوسیالیسم و به دلایل نژادی مجبور شد دانشگاه را ترک کند. او در سال ۱۹۳۸/۱۹۳۹ به ایالات متحده مهاجرت کرد و در سال ۱۹۴۳ شهروند آمریکا شد. در جنگ جهانی دوم نیز در Army Medical Corps خدمت کرد.

او پس از مهاجرت، تحصیلات خود را در آمریکا ادامه داد. در Boston University با بورسیه به مطالعه روان‌شناسی پرداخت و سپس در Harvard University با فلوشیپ تحصیل کرد. او در سال‌های ۱۹۳۹ و ۱۹۴۲ مدارک M.A. خود را دریافت کرد و سرانجام در New York Medical College در سال ۱۹۴۴ مدرک پزشکی (M.D.) گرفت.

مسیر فکری بلاک از همان سال‌های اولیه به‌شدت تحت تأثیر روان‌کاوی و روان‌شناسی شخصیت قرار گرفت. هنگامی که در دانشکده پزشکی وین بود، تحت روان‌کاوی آموزشی نزد ارنست کریس (Ernst Kris) قرار گرفت. کریس از روان‌کاوان برجسته سنت وین و از اعضای مهم حلقه روان‌کاوانی پیرامون فروید بود.

بلاک پس از دریافت مدرک پزشکی، در St. Elizabeths Hospital در واشنگتن دی‌سی دوره روان‌پزشکی خود را گذراند. در آنجا با چهره‌هایی همچون Harry Stack Sullivan و Frieda Fromm-Reichma کار کرد و از فضای روان‌پویشی و بین‌فردی آن محیط تأثیر گرفت. پس از جنگ جهانی دوم نیز آموزش روان‌کاوی خود را در نیویورک تکمیل کرد.

در ادامه، بلاک در New York University تدریس کرد و در برنامه تحصیلات تکمیلی روان‌شناسی و روان‌درمانی فعالیت داشت. او بعدها Clinical Professor of Psychiatry در Albert Einstein College of Medicine نیز بود. در سال‌های خاتمهی فعالیت حرفه‌ای‌اش، هم در NYU و هم در Albert Einstein College of Medicine جایگاه دانشگاهی داشت.

از نخستین چهره‌های روان‌کاوانه مهم در زندگی او بود. بلاک در وین تحت تحلیل آموزشی کریس قرار گرفت.

Henry Murray در هاروارد نیز تأثیر مهمی بر مسیر علمی بلاک داشت؛ به‌خصوص در حوزه مطالعه شخصیت، داستان‌پردازی و آزمون‌های فرافکن. بلاک بعدها در کار با Thematic Apperception Test (TAT) و ابزارهای مرتبط، در همان سنت پژوهشی قرار گرفت.

در دوره آموزش روان‌پزشکی در St. Elizabeths نیز Harry Stack Sullivan و Frieda Fromm-Reichma از چهره‌هایی بودند که بلاک از کار بالینی آنان بهره برد. این ترکیب جالب است: بلاک از یک سو آموزش روان‌کاوانه و از سوی دیگر روان‌پزشکی بالینی، روان‌شناسی شخصیت و رویکردهای بین‌فردی را تجربه کرد.

نظریه کارکردهای ایگو اساساً از بلاک شروع کار نمی‌شود. ریشه آن در نظریه ساختاری فروید و سپس در تحول روان‌شناسی ایگو، به‌ویژه آثار Heinz Hartma قرار دارد.

در نظریه فروید، ایگو یکی از سه مؤلفه ساختاری روان یعنی Id، Ego و Superego است. اما در روان‌شناسی ایگو، به‌ویژه نزد هارتمن، ایگو فقط میانجی تعارض نهاد، فرامن و واقعیت نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از ظرفیت‌های نسبتاً مستقل مانند ادراک، تفکر، یادگیری و سازگاری نیز دارد.

هارتمن با مفهوم Autonomous Ego Functions و مسئله Adaptation مسیر تازه‌ای برای مطالعه ایگو ایجاد کرد. بلاک این سنت را به سوی ارزیابی بالینی نظام‌مندتر برد.

سازگاری (Adaptation) مفهوم بسیار مهمی در سنت هارتمن است؛ اما مدل ۱۲ کارکرد ایگو و روش EFA متعلق به کار بلاک و همکاران اوست.

سوال اساسی بلاک:

اگر می‌گوییم کارکرد ایگو در فردی مختل است، دقیقاً کدام کارکرد مختل شده است؟

مدل EFA بلاک ۱۲ کارکرد اصلی ایگو را مرور می‌کند:

Reality Testing — واقعیت‌سنجی

Judgment — قضاوت

Sense of Reality — احساس واقعیت

Regulation and Control of Drives, Affect and Impulses — تنظیم و کنترل سائق‌ها، عواطف و تکانه‌ها

Object Relations — روابط ابژه

Thought Processes — فرایندهای تفکر

Adaptive Regression in the Service of the Ego (ARISE) — پس‌روی سازگارانه در خدمت ایگو

Defensive Functioning — کارکردهای دفاعی

Stimulus Barrier — سد محرکی

Autonomous Functioning — کارکردهای خودمختار

Synthetic-Integrative Functioning — کارکرد ترکیبی/یکپارچه‌ساز

Mastery and Competence — تسلط و شایستگی

واقعیت‌سنجی به توانایی فرد برای ارزیابی نسبتاً دقیق واقعیت بیرونی و تمایز آن از ادراک، خیال، انتظار و تجربه درونی مربوط است.

فردی که واقعیت‌سنجی مناسبی دارد می‌تواند میان این دو تفاوت بگذارد:

«من احساس می‌کنم دیگران مرا طرد می‌کنند»

و:

«دیگران واقعاً مرا طرد کرده‌اند.»

این دو الزاماً یکی نیستند.

در آسیب‌های شدید، مرز میان تجربه ذهنی و واقعیت بیرونی ممکن است دچار اختلال شود.

اما از نگاه بلاک، واقعیت‌سنجی تنها یکی از کارکردهای ایگو است و نباید آن را با تمام مفهوم «قدرت ایگو» یکی دانست.

ممکن است فردی واقعیت را به‌درستی درک کند اما نتواند پیامد رفتار خود را به‌خوبی پیش‌بینی کند.

قضاوت به ظرفیت ارزیابی موقعیت، پیش‌بینی پیامدها و انتخاب رفتار مناسب مربوط است.

بنابراین:

Reality Testing ≠ Judgment

فرد ممکن است بداند چه اتفاقی در جهان بیرونی رخ می‌دهد، اما در تصمیم‌گیری و پیش‌بینی پیامدهای رفتارش مشکل داشته باشد.

این مفهوم به تجربه فرد از واقعی‌بودن خود و جهان مربوط می‌شود.

مسئله فقط این نیست که فرد «واقعیت بیرونی» را درست تشخیص دهد؛ بلکه مسئله این است که آیا خودش را دارای هویتی نسبتاً پیوسته و جهان را محیطی منسجم و واقعی تجربه می‌کند یا خیر.

در اینجا مفهوم تداوم خود، مرزهای خود و تجربه واقعیت اهمیت پیدا می‌کند.

ایگو باید بتواند میان میل و عمل فاصله ایجاد کند.

انسان سالم لزوماً کسی نیست که خشم، میل جنسی، ترس یا پرخاشگری را تجربه نمی‌کند؛ بلکه کسی است که می‌تواند آنها را تحمل، تنظیم و نمادین کند، بدون اینکه هر هیجان بلافاصله به عمل تبدیل شود.

از این منظر، تفاوت مهمی میان:

داشتن تکانه

و

ناتوانی در کنترل تکانه

وجود دارد.

در این کارکرد، کیفیت رابطه فرد با دیگران و بازنمایی روانی او از «خود» و «دیگری» اهمیت دارد.

آیا فرد می‌تواند دیگری را به عنوان شخصی مستقل تجربه کند؟

آیا می‌تواند همزمان خصوصیت‌های مثبت و منفی یک فرد را تحمل کند؟

یا دیگری را به سرعت به «دقیقاً خوب» و «دقیقاً بد» تقسیم می‌کند؟

روابط ابژه در این معنا به ظرفیت فرد برای برقراری روابط نسبتاً پایدار، واقع‌بینانه و پیچیده مربوط است.

این بخش با سنت گسترده‌تر روان‌شناسی روابط ابژه ارتباط دارد، اما نباید تمام نظریه روابط ابژه را به بلاک نسبت داد.

ایگو فقط «چه فکر می‌کنیم» نیست؛ بلکه چگونه فکر می‌کنیم نیز اهمیت دارد.

در این حوزه، سازمان‌یافتگی فکر، انسجام، توجه، حافظه، توانایی انتزاع، ارتباط منطقی میان افکار و ظرفیت حل مسئله اهمیت پیدا می‌کنند.

بنابراین ارزیابی روان‌پویشی فقط محتوای افکار را تحلیل نمی‌کند؛ ساختار و فرایند فکر نیز بخشی از نحوه عملکرد ایگو است.

یکی از مفاهیم جذاب مدل بلاک همین مفهوم است:

Adaptive Regression in the Service of the Ego

پس‌روی همیشه آسیب‌شناختی نیست.

گاهی فرد می‌تواند برای مدت کوتاهی از کنترل‌های منطقی و واقع‌گرایانه معمول فاصله بگیرد و به خیال، بازی، تداعی آزاد یا تفکر خلاقانه اجازه دهد.

مثلاً در خلاقیت یا هنر، فرد ممکن است کنترل آگاهانه معمول را نزول دهد و ارتباط‌های آزادتر ذهنی شکل بگیرند.

اگر ایگو بتواند پس از آن دوباره به سطح مناسب سازمان‌یافتگی برگردد، این پس‌روی می‌تواند در خدمت کارایی ایگو باشد.

بنابراین:

Regression ≠ همیشه آسیب

بلکه مسئله، کارکرد و قابلیت کنترل آن است.

دفاع‌ها یکی از مشهورترین بخش‌های روان‌کاوی هستند، اما در مدل بلاک فقط یکی از ۱۲ کارکرد ایگو محسوب می‌شوند.

دفاع‌ها روش‌هایی هستند که روان برای مدیریت اضطراب، تعارض و تجربه‌های تهدیدکننده به کار می‌برد.

واپس‌رانی، انکار، فرافکنی، جابه‌جایی، عقلانی‌سازی و دیگر دفاع‌ها می‌توانند در شرایط مختلف نقش‌های متفاوتی داشته باشند.

بنابراین در ارزیابی بالینی سؤال اصلی این نیست که:

«آیا بیمار دفاع دارد؟»

همه ما دفاع داریم.

سؤال مهم‌تر این است:

دفاع‌ها چقدر انعطاف‌پذیر، متناسب با واقعیت و سازگارانه هستند؟

انسان دائماً از محیط بیرونی و درونی تحریک می‌شود.

صداها، احساسات، افکار، خاطرات، هیجان‌ها و محرک‌های اجتماعی دائماً وارد میدان روانی ما می‌شوند.

سد محرکی به ظرفیت فرد برای تنظیم میزان ورود و پردازش این تحریک‌ها مربوط است.

در ضعف این ظرفیت، فرد ممکن است به‌راحتی تحت تأثیر حجم زیاد محرک‌ها قرار گیرد و دچار احساس overload یا آشفتگی شود.

بلاک در برخی آثار خود درباره اسکیزوفرنی نیز به مفهوم external and internal stimulus barrier توجه ویژه داشت.

این مفهوم ریشه‌ای مهم در روان‌شناسی ایگو دارد و به سنت هارتمن نزدیک است.

برخی ظرفیت‌های ایگو، مانند ادراک، توجه، هماهنگی شناختی و برخی توانایی‌های شناختی، فقط محصول تعارض‌های روانی نیستند و می‌توانند درجه‌ای از خودمختاری نسبی داشته باشند.

بلاک این حوزه را نیز در ارزیابی کارکرد ایگو وارد کرد.

یکی از مهم‌ترین وظایف ایگو این است که تجربه‌های مختلف روانی را به یک سازمان نسبتاً منسجم تبدیل کند.

فرد ممکن است همزمان کسی را دوست داشته باشد و از او عصبانی باشد.

ممکن است خودش را فردی توانمند بداند و در عین حال احساس ناتوانی کند.

بلوغ روانی به معنای حذف این تناقض‌ها نیست؛ بلکه توانایی تحمل و یکپارچه‌کردن آنها است.

ضعف این کارکرد می‌تواند به تجربه‌های پراکنده از خود و دیگران و دشواری در تحمل تناقض‌های روانی منجر شود.

آخرین حوزه به احساس توانمندی فرد در مواجهه با زندگی مربوط است.

آیا فرد می‌تواند مسئله‌ای را حل کند؟

آیا احساس می‌کند بر محیط خود تأثیر دارد؟

آیا می‌تواند از منابع روانی و شناختی خود برای مواجهه با دشواری‌ها استفاده کند؟

این مفهوم با «اعتمادبه‌نفس» یکی نیست؛ بیشتر به ظرفیت واقعی و تجربه‌شده فرد برای تسلط بر مسائل و ایجاد تغییر مربوط است.

آیا بلاک «قدرت ایگو» را می‌سنجد؟

تا حدی، اما این تعبیر اگر بدون تبیین به کار رود گمراه‌کننده است.

منطق اصلی EFA این نیست که بگوید:

این فرد ایگوی قوی دارد / ایگوی ضعیف دارد.

بلکه می‌خواهد یک پروفایل چندبعدی از بازده ایگو ارائه دهد.

ممکن است فردی:

واقعیت‌سنجی خوبی داشته باشد؛

اما در تنظیم تکانه ضعیف باشد؛

روابط ابژه نسبتاً مناسبی داشته باشد؛

اما دفاع‌های بسیار rigid داشته باشد؛

در تفکر توانمند باشد؛

اما در احساس واقعیت یا یکپارچه‌سازی خود مشکل داشته باشد.

بنابراین ایگو یک «عضو» یا یک توانایی واحد نیست؛ مجموعه‌ای از کارکردهای مرتبط اما متمایز است.

کتاب EFA دقیقاً با همین هدف طراحی شده بود: ارائه تعاریف عملیاتی و ارزیابی کمی برای ۱۲ کارکرد مهم ایگو و ایجاد پلی میان ارزیابی توصیفی و ارزیابی پویشی شخصیت.

بلاک و مفهوم «پس‌روی»

یکی از نکات مهم در اندیشه بلاک این است که پس‌روی همیشه نشانه بیماری نیست.

در روان‌کاوی کلاسیک، پس‌روی معمولاً با برگشت به شیوه‌های ابتدایی‌تر نحوه عملکرد روانی همراه دانسته می‌شد.

اما بلاک میان پس‌روی مخرب و پس‌روی سازگارانه تمایز می‌گذارد.

فرد خلاق برای خلق یک اثر ممکن است اجازه دهد تداعی‌های آزادتر و تصویرها ناخودآگاه فعال شوند. درمانگر در تداعی آزاد نیز عمداً از کنترل منطقی معمول فاصله می‌گیرد.

اگر ایگو بتواند این وضعیت را کنترل کند و دوباره به سازمان‌یافتگی مناسب بازگردد، پس‌روی می‌تواند در خدمت ایگو باشد.

این یکی از نمونه‌های مهم در مدل بلاک است که حاکی از آن است یک پدیده روانی را نمی‌توان فقط «سالم» یا «بیمار» دانست؛ کارکرد آن در کل سازمان روانی اهمیت دارد.

بلاک و دفاع‌های روانی

در مدل بلاک، دفاع‌ها وسیله‌ای برای مقابله با اضطراب و تعارض هستند، اما دفاع خوب لزوماً دفاعی نیست که هیچ اضطرابی ایجاد نکند.

معیار مهم‌تر، انعطاف‌پذیری است.

برای مثال، انکار ممکن است در یک بحران کوتاه‌مدت به فرد کمک کند تا بتواند خود را حفظ کند؛ اما اگر انکار به شیوه دائمی مواجهه با واقعیت تبدیل شود، می‌تواند بازده فرد را مختل کند.

بنابراین ارزیابی دفاع باید از منظر:

شدت، انعطاف‌پذیری، تناسب با موقعیت و پیامدهای آن

انجام شود.

این نگاه با فهم پویشی از دفاع همخوان است: دفاع‌ها صرفاً دشمن سلامت روان نیستند؛ آنها بخشی از تلاش روان برای حفظ تعادل‌اند.

بلاک و روابط ابژه

اگرچه بلاک نظریه‌پرداز اصلی مکتب روابط ابژه به معنای کلاین، وینیکات یا فیربرن نیست، اما Object Relations را به عنوان یکی از کارکردهای ایگو وارد مدل ارزیابی خود می‌کند.

در اینجا مسئله اصلی این است که فرد چگونه خود و دیگران را بازنمایی می‌کند و تا چه اندازه قادر است رابطه را بدون تحریف شدید حفظ کند.

در سطح رشد‌یافته‌تر، فرد می‌تواند دیگری را همزمان دوست داشته باشد و از او عصبانی باشد، بدون اینکه تصویر کلی او به‌طور مفصل از «خوب» به «بد» تبدیل شود.

در حاصل، روابط ابژه در مدل بلاک با یکپارچگی شخصیت، تنظیم عاطفه و کیفیت روابط بین‌فردی ارتباط پیدا می‌کند.

بلاک و اسکیزوفرنی

یکی از بخش‌های مهم کار بلاک، پژوهش درباره کارکردهای ایگو در اسکیزوفرنی بود.

در پژوهش Bellak, Hurvich و Gediman، هدف این بود که به جای جست‌وجوی یک علت واحد برای اسکیزوفرنی، مجموعه‌ای از کارکردها و فرایندهای مختلف را مرور کنند. آنها بر این نکته تأکید داشتند که پژوهش درباره اسکیزوفرنی نباید فقط از یک زاویه زیستی، روان‌شناختی یا اجتماعی انجام شود.

در آثار بعدی نیز بلاک به ارتباط میان مشکلات شناختی، مرزهای خود، کنترل تکانه، دفاع و تحمل محرک‌ها در برخی گروه‌های مبتلا به سندرم اسکیزوفرنی توجه کرد.

این بخش از کار بلاک مشخص می‌کند که مدل او صرفاً نظریه‌ای درباره «شخصیت سالم» نبود؛ بلکه هدف آن فهم تفاوت‌های بازدهی میان گروه‌های بالینی نیز بود.

بلاک و اختلال توجه

بلاک علاوه بر این درباره اختلالات توجه در بزرگسالان و رابطه آنها با سازمان روانی و سایکوز پژوهش کرد.

در مقاله‌ای در Schizophrenia Bulletin در سال ۱۹۸۵، او مفهوم ADD psychosis را مطرح کرد و استدلال کرد که بخشی از مواردی که در آن زمان تحت عنوان اسکیزوفرنی یا سایکوز عاطفی تشخیص داده می‌شدند ممکن است با اختلالات نورولوژیک مرتبط با ADD ارتباط داشته باشند. این ایده بخشی از تاریخ فکری بلاک است، اما باید توجه داشت که این صورت‌بندی تاریخی را نباید بدون ارزیابی با طبقه‌بندی‌ها و دانش تشخیصی امروز یکسان دانست.

این مبحث مشخص می‌کند که بلاک در مرز میان روان‌پزشکی، عصب‌شناسی، شناخت و روان‌پویشی نیز فعالیت می‌کرد.

بلاک و روان‌درمانی کوتاه‌مدت و فوری

بلاک فقط ارزیاب شخصیت نبود. او درباره Brief and Emergency Psychotherapy نیز نوشته است.

در روان‌درمانی کوتاه‌مدت و فوری، مسئله این نیست که تمام تاریخ روانی فرد در چند جلسه حل شود؛ بلکه هدف این است که بحران یا تعارض اصلی شناسایی شود و مداخله بر مهم‌ترین مسئله متمرکز گردد.

از این منظر، ارزیابی کارکرد ایگو اهمیت زیادی دارد:

درمانگر باید بداند بیمار چه میزان ظرفیت برای تحمل اضطراب، بینش، تنظیم هیجان و مواجهه با تعارض دارد.

اگر ظرفیت‌های ایگو محدود باشند، شیوه و عمق مداخله نیز باید متناسب با آن تنظیم شود.

این نکته برای روان‌درمانی پویشی اهمیت زیادی دارد: هر تفسیر درستی لزوماً در هر زمانی برای هر بیماری مفید نیست.

بلاک و آزمون‌های فرافکن

یکی دیگر از میراث مهم بلاک، کار او در حوزه Projective Psychology و آزمون‌های فرافکن بود.

او در استفاده بالینی از TAT (Thematic Apperception Test) نقش مهمی داشت و بعدها همراه با همسرش Sonya Sorel Bellak، آزمون Children’s Apperception Test (CAT) را توسعه دادند.

CAT در اصل برای کودکان طراحی شد و از نگاره‌ها شخصیت‌های حیوانی در موقعیت‌های مختلف استفاده می‌کند تا کودک درباره آنها داستان بسازد. این روش بر این فرض پویشی استوار است که در داستان‌پردازی فرد، مضامین مربوط به نیازها، روابط، تعارض‌ها، اضطراب‌ها و شیوه‌های مواجهه با جهان می‌توانند آشکار شوند.

بلاک در ادامه با نسخه جدید‌های دیگری از آزمون‌های داستان‌پردازی، از جمله Senior Apperception Test (SAT)، کار کرد.

با این حال، باید میان تاریخ روان‌پویشی آزمون‌های فرافکن و معیارهای روان‌سنجی امروزی تمایز گذاشت. ارزش بالینی این ابزارها در سنت‌های مختلف متفاوت ارزیابی شده و استفاده از آنها باید با دانش روان‌سنجی معاصر و صلاحیت حرفه‌ای همراه باشد.

CAT؛ یکی از مهم‌ترین میراث‌های بلاک

Children’s Apperception Test یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار بلاک و همسرش سونیا است.

نسخه جدید اصلی CAT از تصویرها حیوانات استفاده می‌کند و کودک از طریق داستان‌پردازی درباره نگاره‌ها، محتوای روانی خود را به شکلی غیرمستقیم بیان می‌کند. کتاب CAT توسط Leopold Bellak و Sonya Sorel Bellak انتشار یافته و ویرایش‌های بعدی و گونه‌های دیگری نیز به دنبال آن ایجاد شدند.

از دیدگاه تاریخی، اهمیت CAT تنها در خود تصویرها نیست؛ بلکه در این ایده است که داستانی که فرد درباره یک موقعیت مبهم می‌سازد، می‌تواند شرحی درباره شیوه سازمان‌دهی تجربه، روابط، تعارض‌ها و نگرانی‌های او ارائه دهد.

شاید مهم‌ترین پیام بالینی مدل بلاک این باشد که سلامت روان را نمی‌توان با یک مفهوم ساده مانند «ایگوی قوی» یا «ایگوی ضعیف» خلاصه کرد.

فرد ممکن است در یک حوزه بسیار توانمند باشد و در حوزه‌ای دیگر آسیب‌پذیر.

برای مثال، یک فرد ممکن است:

واقعیت‌سنجی خوب + تفکر بسیار خوب + روابط ابژه نسبتاً مناسب + تنظیم تکانه ضعیف

داشته باشد.

در مقابل، فرد دیگری ممکن است:

تنظیم عاطفی خوب + دفاع‌های نسبتاً انعطاف‌پذیر + احساس شایستگی پایین

داشته باشد.

از دیدگاه بلاک، این دو فرد را نمی‌توان صرفاً با عبارت «ایگوی ضعیف» توصیف کرد.

آنچه اهمیت دارد، پروفایل کارایی ایگو است.

اهمیت مدل بلاک برای روان‌درمانی پویشی

این مدل برای روان‌درمانی پویشی یک پیام بسیار مهم دارد:

درمان فقط کشف تعارض نیست؛ ظرفیت بیمار برای مواجهه با تعارض نیز اهمیت دارد.

اگر فردی ظرفیت تنظیم عاطفه بسیار محدودی داشته باشد، تفسیر عمیق یک تعارض ممکن است بیش از آنکه کمک‌کننده باشد، او را غرق کند.

اگر دفاع‌های فرد بسیار شکننده باشند، مواجهه مستقیم با محتوای تعارض ممکن است به فروپاشی بیشتر سازمان روانی منجر شود.

اگر روابط ابژه بسیار ناپایدار باشند، رابطه درمانی ممکن است شتاباناً به میدان ایده‌آل‌سازی و بی‌ارزش‌سازی تبدیل شود.

و اگر واقعیت‌سنجی مختل باشد، درمانگر باید مداخله خود را با سطح متفاوتی از سازمان روانی تنظیم کند.

از این منظر، ارزیابی کارکردهای ایگو می‌تواند به درمانگر کمک کند تا بفهمد:

بیمار فقط «چه مشکلی دارد» نیست؛ بلکه «چه ظرفیتی برای کار کردن روی آن مشکل دارد».

این تفاوت، از نظر روان‌درمانی پویشی بسیار مهم است.

جایگاه بلاک در تاریخ روان‌کاوی

بلاک بیشتر از آنکه یک «فیلسوف روان‌کاوی» باشد، یک روان‌کاو، روان‌پزشک و پژوهشگر بالینیِ عملیاتی‌کننده مفاهیم روان‌پویشی بود.

اگر فروید پرسید:

روان چگونه سازمان یافته است؟

و هارتمن پرسید:

ایگو چگونه با جهان سازگار می‌شود و چه ظرفیت‌های مستقلی دارد؟

بلاک پرسش را یک قدم به سمت بالین برد:

چگونه می‌توانیم مشخص کنیم این ظرفیت‌ها در یک فرد تا چه اندازه و به چه شکلی کار می‌کنند؟

میراث بلاک را می‌توان در سه حوزه اصلی خلاصه کرد:

اول، روان‌شناسی ایگو:

او در تبدیل مفهوم کلی «کارکرد ایگو» به مجموعه‌ای از ظرفیت‌های مشخص و قابل ارزیابی نقش مهمی داشت.

دوم، ارزیابی روان‌پویشی شخصیت:

او تلاش کرد فاصله میان ارزیابی توصیفی و فهم پویشی شخصیت را نزول دهد و از طریق EFA تصویری چندبعدی از نحوه عملکرد روانی فرد ارائه کند.

سوم، ارزیابی فرافکن و روان‌درمانی:

کارهای او درباره TAT، CAT، روان‌درمانی کوتاه‌مدت و فوری، اسکیزوفرنی و اختلالات توجه مشخص می‌کند که دامنه فعالیتش بسیار فراتر از «۱۲ کارکرد ایگو» بوده است.

با این حال، مهم‌ترین ارزش مدل بلاک شاید در یک تغییر ساده اما اساسی باشد:

به جای اینکه درباره یک انسان بگوییم «ایگوی سالم» یا «ایگوی ضعیف»، باید بپرسیم: او در واقعیت‌سنجی، قضاوت، تنظیم عاطفه و تکانه، روابط ابژه، دفاع، تفکر، یکپارچه‌سازی و شایستگی چگونه عمل می‌کند؟

این نگاه، انسان را از یک برچسب تشخیصی به یک پروفایل پیچیده از ظرفیت‌ها و آسیب‌پذیری‌ها تبدیل می‌کند.

و شاید همین نقطه است که مدل بلاک، با وجود قدمت تاریخی‌اش، هنوز برای روان‌درمانی پویشی ارزش آموزشی و بالینی دارد.

از مهم‌ترین آثار بلاک می‌توان به این موارد اشاره کرد:

Dementia Praecox: A Review and Evaluation (1948)

از آثار اولیه و مهم او درباره اسکیزوفرنی.

Projective Psychology: Clinical Approaches to the Total Personality (1950)

کتابی در حوزه روان‌شناسی فرافکن و رویکرد بالینی به شخصیت که با Lawrence E. Abt انتشار یافت.

The Thematic Apperception Test and the Children’s Apperception Test in Clinical Use (1954)

از آثار مهم او در زمینه استفاده بالینی از آزمون‌های داستان‌پردازی و فرافکن.

Ego Functions in Schizophrenics, Neurotics, and Normals (1973)

با همکاری Marvin Hurvich و Helen Gediman؛ اثری مهم در مسیر عملیاتی‌کردن مفهوم کارکردهای ایگو.

The Broad Scope of Ego Function Assessment (1984)

با همکاری Leonard Goldsmith؛ گامی مهم در گسترش ارزیابی نظام‌مند کارکردهای ایگو.

Ego Function Assessment (EFA): A Manual (1989)

مهم‌ترین کتاب برای شناخت مدل ۱۲ کارکرد ایگو و کاربرد آن در ارزیابی بالینی. این کتاب بر پژوهش چندساله و همکاری گروهی از متخصصان بنا شده بود.

Bellak, L., Hurvich, M., & Gediman, H. K. (1973). Ego Functions in Schizophrenics, Neurotics, and Normals. Wiley.

Bellak, L., & Goldsmith, L. A. (1984). The Broad Scope of Ego Function Assessment. Wiley.

Bellak, L. (1989). Ego Function Assessment (EFA): A Manual. C. P. S., Inc.

Bellak, L., Hurvich, M., Gediman, H., & Crawford, P. J. (1970). “Study of Ego Functions in the Schizophrenic Syndrome.” Archives of General Psychiatry, 23(4), 326–336. DOI: 10.1001/archpsyc.1970.01750040038006.

Scheidlinger, S. (2001). “Leopold Bellak (1916–2000).” American Psychologist, 56(9), 757. DOI: 10.1037/0003-066X.56.9.757.

Bellak, L., & Bellak, S. S. Children’s Apperception Test (CAT). C.P.S., Inc.

Bellak, L. (1948). Dementia Praecox: A Review and Evaluation. Grune & Stratton.

Bellak, L. (1950). Projective Psychology: Clinical Approaches to the Total Personality. با همکاری Lawrence E. Abt. Knopf.

University of Viea Memorial Book. مدخل لئوپولد بلاک، شامل گزارش‌ها تحصیلی، مهاجرت و اخراج او از دانشگاه وین در دوره نازیسم.

Bellak, L. (1979). “Schizophrenic Syndrome Related to Minimal Brain Dysfunction: A Possible Neurologic Subgroup.” Schizophrenia Bulletin, 5(3), 480–489. DOI: 10.1093/schbul/5.3.480.

Bellak, L. (1985). “ADD Psychosis as a Separate Entity.” Schizophrenia Bulletin, 11(4), 523–527. DOI: 10.1093/schbul/11.4.523.

Hartma, H. (1939). Ego Psychology and the Problem of Adaptation. International Universities Press



سوالات متداول

لئوپولد بلاک؛ از روان‌کاوی و ارزیابی شخصیت تا نظریه کارکردهای ایگو چیست؟

در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با لئوپولد بلاک؛ از روان‌کاوی و ارزیابی شخصیت تا نظریه کارکردهای ایگو بررسی شده است.

آخرین اطلاعات درباره بلاک چیست؟

جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به بلاک در این گزارش ارائه شده است.

مهم‌ترین نکات درباره ایگو چیست؟

جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره ایگو در متن مقاله بررسی شده است.

برچسب: نویسنده: آوا شجاعی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 11:42

صفحه بندی