خرید بک لینک
www.AfshinSafaia.com Interested in psychoanalysis and philosophy آخرين مطالب تفاوت‌های جنسیتی بالای گردن لئوپولد بلاک؛ از روان‌کاوی و ارزیابی شخصیت تا نظریه کارکردهای ایگو نمایش سوگ دیگران از نگاه دوربین و انسان ریشه‌های اجتماعی هذیان: وقتی واقعیت فقط در ذهن ساخته نمی‌شود. از پدر تا منجی ادیپ در فیلم اودیسه نولان: چرا بعضی گروه‌ها به «آدمِ ویژه» نیاز دارند و بعضی به قانون؟ کافکا پذیرش مقالات علمی _ پژوهشی وزارتین از رساله دکتری و ارشد در مدت زمان یکماه کاری شماره موباادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا شجاعی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 11:42

جهت هماهنگی

09999398350

پذیرش مقالات علمی _ پژوهشی وزارتین از رساله دکتری و ارشد در مدت زمان یکماه کاری

روانشناسی
مشاوره
علوم تربیتی
علوم اجتماعی

برچسب: نویسنده: آوا شجاعی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 11:42

کافکای نامحبوب!”در یکی از آخرین نامه‌هایش از آسایشگاه ویناوالد چند هفته پیش از مرگ، تعارف را کنار گذاشت و برای والدینش نوشت “از چیزی تعریف و تمجید نمی‌کنم چون هرگز حاصل چندانی به‌بار نمی‌آورد. تنها به واقعیت‌ها تکیه می‌کنم آن هم واقعیت‌هایی که ارزش تعریف و تمجید ندارند!” به‌قول ‎آدورنو، کافکا به این دلیل وصیت کرد تا ماکس برود همه نوشته‌هایش را بسوزاند، مبادا جایی که او پا گذاشته، محل توریست‌های ادبی وقیحی شود که با افاده محض و بی‌آنکه خطر کنند، تقلید از جهان کافکا کنند. آدورنو می‌گوید کافکا نه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا شجاعی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 11:42

خوانشی روان‌کاوانه از رهبری، قانون و استبدادهرگاه یک جامعه، سازمان یا حتی یک خانواده دچار بحران می‌شود، معمولاً دو راه پیش روی آن قرار می‌گیرد: یا به قانون و ساختار تکیه می‌کند، یا همه امید خود را به یک «آدمِ ویژه» می‌بندد؛ کسی که قرار است به‌تنهایی راه‌حل همه مشکلات باشد. این تفاوت، صرفاً یک انتخاب سیاسی نیست؛ می‌توان آن را از منظر روان‌کاوی نیز فهمید.گروه چگونه فکر کردن را از دست می‌دهد؟ویلفرد بیون، روان‌کاو انگلیسی، در کتاب تجربه‌هایی در گروه‌ها نشان داد که هر گروه می‌تواند به دو شیوه عمل کنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا شجاعی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 11:42

در میانه ی فیلم «اودیسه»ی کریستوفر نولان، اودیسه (با بازی مت دیمون) خود را در هادس مییابد تا برای مسیر بازگشت به خانه راهنمایی بگیرد. در آنجا، با روح سینون (با بازی الیوت پیج) روبرو میشود؛ همان سرباز یونانی که در سواحل تروا باقی ماند تا به تروجانها دربارهی اهمیت پیشکش صلح بیان دهد. سینون از نقشهی اودیسه برای اسب تروا بیخبر بود. بنابراین، اودیسه سینون را فریب میدهد تا خودش تبدیل به یک فریبنده شود؛ تا بهعنوان یک احمق دروغگو بمیرد. سرباز رسواشده، اودیسه را بهخاطر نیرنگش محکوم میکند و یادگاری و یک مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا شجاعی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 11:42

از پدر تا منجی؛ روان‌کاویِ میل به رهبر:فروید در «روان‌شناسی توده‌ای و تحلیل ایگو» مشخص می‌کند که رهبر برای توده فقط یک سازمان‌دهنده سیاسی نیست؛ می‌تواند جایگاه «ایده‌آل ایگو» را پیدا کند و افراد از طریق همانندسازی با او، بخشی از آرزوها و ایده‌آل‌های خود را تجربه کنند. لکان این مسئله را از زاویه دیگری می‌بیند: سوژه همواره در جست‌وجوی «دیگری بزرگ»ی است که بتواند برای او قانون، معنا و پاسخ فراهم کند؛ اما مسئله اینجاست که دیگری بزرگ هرگز پاسخ نهایی را در اختیار ندارد. در اینجا ایده ماسیمو ریکالکاتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا شجاعی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 11:42

بازخوانی هذیان از منظر روان‌پزشکی، فلسفه ذهن و شناخت اجتماعیهذیان معمولاً در روان‌پزشکی به‌عنوان باوری تعریف می‌شود که با وجود شواهد متناقض، با اطمینان بالا حفظ می‌شود و در چارچوب فرهنگی و اجتماعی فرد به‌سادگی قابل شرح نیست. این تعریف، به‌طور طبیعی توجه ما را به فرایندهای شناختی و آسیب‌شناختی درون فرد معطوف می‌کند. اما کتاب تازه‌ی The Social Roots of Delusions نوشته‌ی Daniel Williams، Sam Wilkinson و Kengo Miyazono پیشنهاد می‌کند که این تصویر، اگرچه مهم است، دقیق نیست. نویسندگان استدلال می‌کنند ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا شجاعی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 11:42

مرگ دیگری، ما را فقط با فقدان او مواجه نمی‌کند؛ با شکنندگی خودمان نیز روبه‌رو می‌سازد. شاید به همین دلیل است که سوگ، از خصوصی‌ترین تجربه‌های انسانی است. انسانِ سوگوار در لحظه‌ای قرار دارد که مرزهای معمول روانی‌اش شکننده‌تر شده‌اند و بیش از هر چیز به حضور دیگری نیاز دارد، نه لزوماً به نگاه او.اما امروز دوربین نیز اغلب در کنار سوگوار حضور دارد. گریه، فریاد، فروپاشی و لحظه‌های عمیقاً خصوصی سوگ ثبت می‌شوند و گاه به‌سرعت در فضای عمومی و شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شوند. پرسش روان‌کاوانه از همین‌جا آغاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا شجاعی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 11:42

لئوپولد بلاک (Leopold Bellak, 1916–2000) یکی از چهره‌های مهم روان‌پزشکی، روان‌شناسی بالینی و روان‌کاوی قرن بیستم بود؛ چهره‌ای که نامش بیش از همه با ارزیابی روان‌پویشی شخصیت، آزمون‌های فرافکن و صورت‌بندی نظام‌مند کارکردهای ایگو گره خورده است. اهمیت بلاک در این است که تلاش کرد مفاهیم نسبتاً انتزاعی روان‌کاوی را به زبان بالینی و قابل ارزیابی نزدیک کند؛ به‌گونه‌ای که به جای گفتن اینکه «ایگوی بیمار ضعیف است»، بتوان مشخص کرد بیمار دقیقاً در کدام ظرفیت‌های روانی دچار مشکل یا در کدام حوزه‌ها توانمند استادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا شجاعی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 11:42

شواهد مربوط به تفاوت‌های جنسیتی فطری، طی دهه‌ها انباشته شده است. کتاب نوین استیو استوارت-ویلیامز، گزارشی ارزشمند از این یافته‌هاست.تصویر: دو چهره، یک زن در چپ و یک مرد در راست، در برابر زمینه‌ای سیاه با نورپردازی دراماتیک، و بقیهٔ تصویر در تاریکی. مروری بر کتاب «یک میلیارد سال تفاوت جنسیتی: چگونه فرگشت، ذهن مردان و زنان را شکل داده است» نوشتهٔ استیو استوارت-ویلیامز؛ ۳۶۲ صفحه؛ نشر فوروم، لندن (ژوئن ۲۰۲۶)«حقیقت تو را آزاد خواهد کرد، اما پیش از آن، عصبانی‌ات خواهد کرد!»— گلوریا استاینم، ۲۰۱۹در ژانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا شجاعی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 11:42

تنها راه بقا در این #زندگی_تراژیک، خواندن است.اعتراف میکند که هرگز از کتاب خواندن لذت نبرده و با هیچ معیاری “اهل کتاب” محسوب نمیشود. اما از کودکی و پیش از خواندن همیشه دوست داشته که نویسنده شود!و این تناقض، خود نشانگر شخصیت خاص وودی آلن است. میگوید برخلاف تصویری که مردم از او دارند در زندگی شخصی خیلی هم اهل شوخی و طنز نیست.کمدی برایش تنها ژانریست که دهشت این زندگی تراژیک را قابل تحمل میکند. “اعتقاد دارم زندگی از یک نظر تراژیک و از نظر دیگر چنان وحشتناک است که به خاطر بقای خودتان هم که شده باید آن را مسخره کنید. با اینحال تاکید میکند هم کسانی که زندگی را تراژیک میبینند و هم آنهایی که کمدی، از یک چیز مشترک میترسند، و این دو نوع واکنش، در واقع همریشهاند.ترجیح خودش این بوده که زندگی را بهصورت تراژیک روایت کند، ولی این کار برایش سخت است و به همین علت شیوه کمدی را انتخاب کردهدیدن فیلم و شنیدن موسیقی را به همه چیز ترجیح میدهد، حتی نشستن پای تلویزیون و دیدن بیسبال یا بسکتبال، آنچه در آن هیچ لذتی نیافته؛ کتابخواندن است.“خواندن کاری نیست که از آن لذت ببرم” با اینحال از وقتی یادش میآید کتاب در دستش بوده “چون تنها راه بقا برای هر کسی خواندن است. معتقد است هر چه هست همین زندگیست و پس از آن یک “هیچ مطلق”میگوید اهمیتی به آنچه از او یادگار خواهد ماند نمیدهد. حتی اگر فراموش شود هم چیز مهمی نیست.زیرا باور دارد؛ شما میتوانید بر مزار ویلیام شکسپیر بایستید و شعرهای او را بخوانید اما این هیچ معنایی برای آن مرحوم ندارد! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا شجاعی تاريخ: شنبه 13 مرداد 1403 ساعت: 0:50

karpman triangle :کارپمن،شاگرد اریک برن مبدع نظریه تحلیل رفتار متقابل و نظریه بازی ها بود.کارپمن، یکی از الگوهای ناسالم رفتاری را در قالب مثلث درام کارپمن بیان کرد.مثلثی با سه ضلع و دو بازیگر در روابط بین فردی که حاصل آن شرم است. این دو نفر همواره همدیگر را پیدا می کنند و در ابتدا هر دو از بازی لذت می برند. کسی که وارد این بازی می شود، فرقی نمی کند که در کدام نقش بازی می کند، به دنبال کنترل کردن و یا کنترل شدن است. خیلی از رابطه های دوستانه و حتی زناشویی در قاعده مثلث کارپمن می گنجند. این سه نقش به صورت زیر است:1)ناجی:نجات دهنده ها معمولاً کسانی هستند که همواره دوست دارند با توانایی هایی که دارند مشکلات دیگران را حل کنند. کسانی که این نقش را بازی می کنند حتماً از توانایی احساسی، معنوی و یا کاری بالایی برخوردار نیستند. بلکه در بسیاری از موارد از ضعف شخصیتی شدیدی هم رنج می برند. در حقیقت ناجی به دنبال پوشش دادن بر حس ضعف خودش است.2)آزارگر:کسی است که از کمک خود پشیمان شده است و حالا برای جبران به دنبال زجردادن طرف مقابل است.آزارگر می تواند نجات دهنده ای باشد که حالا قربانی به حرف او گوش نمی دهد و می خواهد کنترل بازی را از دست ندهد.می تواند قربانی ای باشد که می خواهد از نقش خود خارج شود و کنترل بازی را به دست بگیرد.یا دوستی که کمکی کرده و می خواهد برای جبران پشیمانی خود، طرف مقابل را زجر بدهد. 3)قربانی:کسی است که از لحاظ روحی خودش را شکست خورده و ناامید می پندارد. دلیلی ندارد که واقعاً شکست خورده باشد. یا حتماً ضربه ای خورده باشد. همین که حس کند در یک رابطه، همکاری، یا زندگی خود شکست خورده کافی است تا وارد نقش یک قربانی بشود. او نمی تواند با این موضوع کنار بیاید که مسئله را کناادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا شجاعی تاريخ: شنبه 13 مرداد 1403 ساعت: 0:50

حرفمفت چیست؟ جهان در «حرف مفت» غوطه میخورد و ما در حال غرق شدن در آنیم (کارل برگستروم) ۱. حرفمفت جملهای است که گویندهی آن «اصلاً» دغدغهی صدق و کذبش را ندارد. او فقط در صدد متقاعد کردن دیگریست. با این تعریف، راه «حرف مفت» از راست و دروغ، هردو، جدا میشود. ۲. راستگو و دروغگو هر دو یک پیشفرض مشترک دارند، و آن این است که به حقیقتِ امر واقفاند. آنها با همین آگاهی کارشان را آغاز میکنند. به عبارت دیگر، آنها دغدغهی حقیقت را داشته و لذا خود را در حال کنش با حقیقت میبینند (راستگو تسلیم حقیقت و دروغگو دشمنی با حقیقت) ۳. اما «یاوهگو/حرفمفت زن» این پیشفرض را ندارد. نه به این دلیل که تلاش کرده اما نتوانسته به حقیقت پی ببرد، بلکه چون هیچ «دغدغهی حقیقت» را ندارد. گویا شخص یاوهگو در جهانی زیست میکند که حقیقت در آن معدوم و غایب است، لذا هیچ کنشی با آن را ضروری نمیداند. ۴. در حقیقت، «یاوهگو» از هر دو مقولهی عشق به حقیقت و نفرت از آن، خالی بوده و به جای آن «بیاعتنایی به حقیقت» را نشانده است. آنچه که برای او واجد اهمیّت است «متقاعد کردن دیگران» و همراه نمودن آنها با خود است. لذا، حرف مفت نه مصداق دروغ است و نه راست. ۵. اما یاوهگو برای رسیدن به هدف خود، متقاعد کردن دیگران، باید یک حقیقت، یعنی بیاعتناء بودنش به حقیقت، را پوشانده و وانمود کند که دغدغهی حقیقت را دارد. چرا که اگر مخاطب پی ببرد، حرف وی را نخواهد پذیرفت. پس در تحلیل نهایی، یاوهگو ترکیبی از «بیاعتنایی» و «فریبکاری» است. -در باب حرف مفت، هری فرانکفورت، ترجمهی محسن کرمی، انتشارات کرگدن (با تصرّف و تلخیص) “مزخرف گفتن و حرف مفت بدتر از دروغگویی است”برای تحمل رنج حماقت و درک بلاهت در گفتگو با دیگران، رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا شجاعی تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 21:25

“پرسشها، پرسشها مهماند، نه پاسخها”از کشتی که پیاده شد خبرنگار آمریکایی از او پرسید بهعنوان پیشروترین نمایشنامهنویس جهان، نظرتان درباره مرگ و زندگی چیست؟اوژن یونسکو گفت «کمی به من فرصت دهید تا به سئوالتان فکر کنم.فقط ۲۰ سال!اما قول نمیدهم که پاسخ را حتما خواهم یافت»در مقاله “نویسنده و مصائبش” میگوید ملاک حقیقت هر اثری تنها در پرسشهایی که طرح میکند.ارزش ادبیات چه در پی سرگرمی باشد، چه افزودن به واقعیت، در نظر یونسکو، فقط بسته به ایجاد “پرسشهای حقیقی” برای مخاطب است.آن متنی که پاسخ میدهد، بیانیهای است سیاسی، ایدئولوژیک و بیارزش. زیرا «کلید جهان در جیب هیچکس نیست»مینویسد اگر از او بپرسند چرا کتاب میخواند خواهد گفت «نه برای یافتن پاسخ به سوالاتم، که برای یافتن سوالات تازه دیگری!»میگوید جنس و شوق دانستن در ادبیات و فلسفه، از علم متفاوت است.علم به دنبال پاسخ است و باید باشد، اما ادبیات و فلسفه نه!در سپهر این دو، از نظر یونسکو، پاسخ گفتن یا نگفتن کمترین اهمیتی ندارد. زیرا درست خواندن ادبیات یعنی تلاش برای آشنایی با چهره و سئوالات نویسندهای که حتی ممکن است دوستش هم نداشته باشیم.چرا که «از خود پرسیدن و پاسخ نگفتن درستتر از آنست که آدمی جسارت پرسیدن را هم نداشته باشد».یونسکو میگوید با خواندن آثار بزرگانی نظیر بالزاک و شکسپیر، نه به دنبال “راه حل غایی” که در پی یافتن این است که آنها چگونه پرسشهای خود را درک میکردند.زیرا هر اثر راستین و درستی «خود پاسخ خویش است»و پرسش هر نویسنده اصیلی، پرسش ماست، و درک دقیق آن، راهی به افق پاسخها. زیرا نویسنده موفق به “کشف” حقیقت خود که «واقعیتی غیرمنتظره است میشود و نقاب از چهره حقیقت بر میگیرد»اما چون این واقعیت همیشه نامنتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا شجاعی تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1402 ساعت: 16:12

“تاریخ به ما میآموزد که حکومتها از تاریخ نمیآموزند!”از آبله تا تب زرد، بیماریهای سخت در کودکی باید کارش را یکسره میکرد خصوصا که در یک نوبت مدتی نابینا شد و مادرش نیز از همان تب درگذشت.اما عمرش بهدنیا باقی بود تا جهان فلسفه را به قبل و بعد خود تقسیم کند.در ۲۷ آگوست در اشتوتگارت در خانوادهای متوسط با پدری کارمند در اداره مالیات وورتمبرگ بهدنیا آمد.برخلاف برخی فیلسوفان، هیچ روایت هیجانانگیزی در زندگی او نمیتوان یافت.فردریش کودکی آرام و سر بهراه بود و خانهنشینیهای مدام بابت بیماریها، از او یک “عشق مطالعه” ساخته بود.مهمترین اتفاق زندگیش در آن دوران از دست دادن مادرش بود که باعث شد پیوندی ناگسستنی با خواهرش، کریستین پیدا کند.عشق این دو به هم را به عشق “آنتیگونه” تشبیه کردهاند، که بیربط نیست.زیرا با مرگ هگل در ۶۱ سالگی، کریستین هم که پیشتر دچار فروپاشی عصبی شده بود، کمی بعد خودکشی کرد.هر چه بهدستش میرسید، میخواند. از رمان و روزنامه تا مباحث علمی و فلسفه. همچنین در زندگینامههایش آوردهاند که از هر آنچیزی که نظرش را جالب میکرد، خلاصهنویسی و حفظ میکرد.این خصوصیت را در سراسر عمرش حفظ کرد؛ از جغرافی تا شیمی، از طب تا جمجمهشناسی، از فیزیک تا جادو. در ۱۸ سالگی به مدرسه الهیات دانشگاه توبینگن رفت. انتظار این بود که هگل با توجه به پشتوانه اداری خانواده و تحصیل در دانشکده الهیات، به نظام کلیسایی مسیحیت بپیوندد، اما فلسفه نجاتش داد. شاید از همینروست که آلتوسر بعدها گفت فلسفه دینی هگل، فلسفه “خروج از دین” است. از اتفاقات نادر تاریخ، که این سه جان شیفته در دانشگاه با یکدیگر همدوره شوند؛ هگل، شلینگ و هولدرلین شاعر.دوستی آنها خصوصا برای هگل پر ثمر شد؛ اینکه بهواسطه آادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا شجاعی تاريخ: چهارشنبه 24 آبان 1402 ساعت: 19:12

صفحه بندی