خرید بک لینک

حرفمفت چیست؟ جهان در «حرف مفت» غوطه میخورد و ما در حال غرق شدن در آنیم (کارل برگستروم) ۱. حرفمفت جملهای است که گویندهی آن «اصلاً» دغدغهی صدق و کذبش را ندارد. او فقط در صدد متقاعد کردن دیگریست. با این تعریف، راه «حرف مفت» از راست و دروغ، هردو، جدا میشود. ۲. راستگو و دروغگو هر دو یک پیشفرض مشترک دارند، و آن این است که به حقیقتِ امر واقفاند. آنها با همین آگاهی کارشان را آغاز میکنند. به عبارت دیگر، آنها دغدغهی حقیقت را داشته و لذا خود را در حال کنش با حقیقت میبینند (راستگو تسلیم حقیقت و دروغگو دشمنی با حقیقت) ۳. اما «یاوهگو/حرفمفت زن» این پیشفرض را ندارد. نه به این دلیل که تلاش کرده اما نتوانسته به حقیقت پی ببرد، بلکه چون هیچ «دغدغهی حقیقت» را ندارد. گویا شخص یاوهگو در جهانی زیست میکند که حقیقت در آن معدوم و غایب است، لذا هیچ کنشی با آن را ضروری نمیداند. ۴. در حقیقت، «یاوهگو» از هر دو مقولهی عشق به حقیقت و نفرت از آن، خالی بوده و به جای آن «بیاعتنایی به حقیقت» را نشانده است. آنچه که برای او واجد اهمیّت است «متقاعد کردن دیگران» و همراه نمودن آنها با خود است. لذا، حرف مفت نه مصداق دروغ است و نه راست. ۵. اما یاوهگو برای رسیدن به هدف خود، متقاعد کردن دیگران، باید یک حقیقت، یعنی بیاعتناء بودنش به حقیقت، را پوشانده و وانمود کند که دغدغهی حقیقت را دارد. چرا که اگر مخاطب پی ببرد، حرف وی را نخواهد پذیرفت. پس در تحلیل نهایی، یاوهگو ترکیبی از «بیاعتنایی» و «فریبکاری» است. -در باب حرف مفت، هری فرانکفورت، ترجمهی محسن کرمی، انتشارات کرگدن (با تصرّف و تلخیص)

“مزخرف گفتن و حرف مفت بدتر از دروغگویی است”
برای تحمل رنج حماقت و درک بلاهت در گفتگو با دیگران، رساله “در باب مزخرفگویی” را نوشت.
و گفت وقتی در مورد نکتهای که از آن اطلاعی ندارید حرف میزنید ناگزیر تنها یاوه خواهید بافت و چرند!
زیرا «مزخرفگویی خطرناکتر از دروغگویی است».
عمده شهرت هری فرانکفورت، فیلسوف آمریکایی، به همین رساله کوچک “در باب حرف مفت و چرندگویی” باز میگردد که در آن استدلال کرد:
«یاوهگویی از بارزترین مشخصات فرهنگ امروزیست…
و با اینکه همه حرف مفت را میشناسیم، اما گویی مایلیم با مزخرفگویی سر کنیم»
و اتفاقا خطر اصلی همینجاست.
استدلال به ظاهر ساده فرانکفورت نتایج به غایت مهمی در زندگی روزمره ما دارد.
معتقد است آنکه دروغ میگوید در همان چارچوب و منطقی که سویه دیگرش حقیقت است، قرار دارد.
یعنی فرد دروغگو ضرورتا حقیقت را میداند، اما به هر دلیلی انکارش میکند. پس هر دو سوی ماجرا در یک بازی درگیرند.
یاوهگو اما با حرف مفتی که میزند اساسا در چارچوب و قاعده “حقیقت-دروغ” قرار ندارد.
او اساسا نگاهش به حقیقت نیست تا آن را کتمان کند، در سطح دیگری و بیتوجه به راست و دروغ، تنها مزخرف میبافد.
کاری که قاعدتا دروغگو انجام نمیدهد، زیرا میخواهد شما را با دروغ خودش قانع کند.
بنابر همین استدلال فرانکفورت میگوید:
«یاوهگو نه طرف حق است و نه باطل. توجه و علاقهاش اصلا به حقایق نیست. او حقیقت را مانند دروغگو رد نمیکند. چون اصلا به آن اهمیتی نمیدهد.
به همین دلیل حرف مفت زدن و مزخرفگویی، دشمن به مراتب بزرگتری برای حقیقت است تا دروغگویی و حرف مفت».
دروغگو با انکار حقیقت قصد دارد شما را گمراه کند.
یاوهگو نه در منطق “حقیقت و دروغ” و نه در پی پاسخ دادن به پرسش شماست. او نظیر دروغگو، حقیقت را رد نمیکند زیرا کاملا به آن بیاعتناست.
«برخلاف دروغگو که حقیقت را میداند و نمیگوید، یاوهگو نه میداند، نه میخواهد که بداند!».
پس؛ بحث با یاوهگویان و گفتگو با فرد مزخرفگو، هر چقدر هم صادقانه باشد، بینتیجه است.
زیرا یکی با استدلال در پی حقیقت و اقناع است و آن یکی اساسا در عالم دیگری سر میکند؛ جهان حرف مفت!
فرانکفورت “در باب مزخرفگویی” را در زمانه جنگ آمریکا و عراق نوشت تا نقد روزگار ما را کند.
شاید با قبول استدلالش رنج حماقت در گفتوگو با برخی کمتر شود و یادمان بماند که آنکه حرف مفت میزند، ابلهی است نه بی اعتناء به حقیقت که بیاعتناء به همه.
و از آن مهمتر، شاید یادمان بماند بسیاری از سیاستمداران دروغ نمیگویند، یاوه میبافند چرا که اساسا اهمیتی به حقیقت نمیدهند.
در بخشی از رسالهاش میگوید با اینکه حرف مفتزن برای هر کسی مزخرف میبافد، اما انگیزه اصلی او جلب مخاطب بیشتر به قصد نفع شخصی است.
از همینرو عرصههای سیاست، دین، پروپاگاندا و تبلیغات برایش بیشترین جذابیت را دارد.
زیرا میتواند همراهی مخاطبان کماطلاع را به راحتی جلب کند.
مزخرفگو شیفته “مدیریت” است و از عرصه تبلیغات کالا تا حکومت و مذهب برایش تنها “جلب مشتری و هوادار” اهمیت دارد.
و به همین جهت در این عرصههاست که بیشترین حرف مفت زده و کمترین توجهی به حقیقت میشود.
خصوصا در این روزگار که مخاطبان نسبت به “حرف مفت” حساسیت خود را از دست دادهاند.
هری فرانکفورت سالها در حوزه فلسفه ذهن، اخلاق و نظریه “مسئولیت اخلاقی و اصل احتمالات جایگزین” نوشت، اما با دو رسالهی “در باب مزخرفگویی” و “درباره حقیقت” دیده شد. او پیش از درگذشتش به ما هشدار داد که نسبت به “یاوهگویی” و حرف مفت بیتفاوت نباشیم.

برچسب: نویسنده: آوا شجاعی تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 21:25

صفحه بندی