مرگ مسئله ماست، نه مردگان!
مینویسد آنچه مردن را در روزگار ما هولناک کرده، نه خود مرگ، که رنجی است که محتضران در “تنهایی دممرگ” میبرند.
از نظر نوربرت الیاس «مرگ مسئله زندگان است» و از همینروست که زندگی مدرن نگاه ما به مرگ و آیین سوگواری را دگرگون کرده است. مینویسد کسی هنوز نمیداند چه کاری از آدمیان ساخته است تا یکدیگر را بههنگام مرگ تسلی دهند. خصوصا در جوامع توسعه یافته که مردم در رویارویی با تهدید مرگ دیگر چندان از نظامهای دینی و باورهای فراطبیعی یاری نمیطلبند.
با اینحال گویی که تهدید مرگ، سِری مگو و رازی سر بهمُهر است. آنچه امروز شاهدش هستیم، سرکوب مرگ است؛ اینکه کمتر به مرگ به چشم مسئلهای انسانی مینگریم.
«در گذشته آنچه به فرد محتضر آرامش میداد، حضور اطرافیان در کنارش به هنگام مرگ بود»
امروز اوضاع بهقرار دیگری است!در طول تاریخ هیچگاه محتضران به چنین سیاقی از حیات اجتماعی حذف نشده بودند.
از آخرین دستاوردها استفاده میکنیم تا چهره مرگ را بپوشانیم و وحشت خود را پنهان سازیم. گویی مرگ، رخدادی است کاملا ناآشنا.
«امروزه اغلب نزدیکان از تسلی و آرامشبخشیدن به فرد محتضر و از نوازش دستان انسان دممرگ عاجزند»
زیرا که به نحوی ناخودآگاه احساس میکنند، مرگ تهدیدی مسری است.
مینویسد وظیفه ما شاید این باشد که بیپردهتر از مرگ سخن بگوییم و آن را چون “رازیمگو” قلمداد نکنیم.
زیرا مرگ دری به عالم دیگر و گذری به ساحت بعد نیست:
«مرگ پایان کار ماست!»
تمام آنچه برجای میماند تنها خاطره فرد درگذشته نزد بازماندگان است و بس.
#نوربرت_الیاس مینویسد:
«آن روز که نوع بشر از میان رود، هر کاری که هر انسانی در سراسر تاریخ انجام داده، هر آنچیزی که مردمان بر سر آن نزاع کرده و همه آنچه که بهخاطرش زیستهاند؛ تمامی ارزشها و باورها، همه نظامهای اعتقادی دینی و دنیوی، همگی هیچ و از معنا تهی خواهند شد.
برچسب:
نویسنده: آوا شجاعی