از نظر #گادامر هنر تجربهایست متفاوت با هر تجربه دیگری. چرا که «اثر هنری، ابژهای ساکت و خاموش در برابر سوژه نیست»
یک اثر هنری ناب با ما وارد گفتگو میشود و آنگونه که در برابر نگاه ما ایستاده، او نیز سخن گفته و ما را مینگرد. از همینروست که چنین تجربهای یگانه است. زیرا اثر هنری، وجود شخص تجربهکننده را تغییر میدهد.
در واقع شما با درونیکردن یک اثر هنری حقیقی، دیگر همان فرد سابق نیستید!
چیزی برای همیشه در درونتان تغییر کرده و تجربهای ناب بهشما اضافه شده است و از خود قبلیتان عبور کردهاید. و این از اعجاز گفتگوی هرمنوتیکی با یک اثر “ناب” هنریست و سنت تاریخی آن است.
چون از نظر #گادامر چنین تجربهای و چنین تغییر درونی، در یک پسزمینه نابجا، و یا هر “کانتکستی” رخ نمیدهد.
نمونهاش اکثر آثار در موزهها، که در نگاه او ریشهکن شده، بدون «کانتکست» و در نتیجه مردهاند. در واقع موزه برای #گادامر قبرستان آثار هنریست؛ گورستان خاموش شدگان!
زیرا پسزمینه و کانتکست اثر، آنچه که #بنیامین در تعبیری “هاله” اثر هنری خوانده بود، از بینرفته و در تعامل با ما نیست.
گشودگی نسبت به اثر، یکی از دلایل “گیرایی” و تاثیر متفاوت یک اثر بر خوانندگان مختلف است.
در رساله “ترکیب و تفسیر” درباره شعر و ادبیات نوشت «ابهام زبان شاعرانه، پاسخگوی ابهام زندگی انسان است، و اتفاقا ارزش منحصر بهفرد آن در همین ویژگی است»
و اینکه، این ما نیستیم که ادبیات را میخوانیم، این ادبیات است که ما را میخواند. آنچنان که در مهمترین اثرش “حقیقت و روش” همین هشدار را تکرار کرد که «این تاریخ نیست که متعلق به ماست، این ماییم که متعلق به تاریخیم»
و از همینرو بود که همانجا نوشت این استبداد تعصبات پنهان است که ما را نسبت به آنچه در تاریخ و سنت با ما سخن میگوید، کر و ناشنوا ساخته است.
برچسب:
نویسنده: آوا شجاعی